|
در مسجد حضرت یوسف (ع) بعد از نماز قدم می زدم. معمولا دور می چرخم و خوب نگاه می کنم. آدم ها را و حرکاتشان را. ناگهان نگاه منتقدم افتاد به برچسب کوچکی که روی شیشه کتابخانه چسبانده بودند. عکسی از رهبر و این شعر :
نماز بی ولای او / عبادتی ست بی وضو به منکران او بگو / نماز خود قضا کنند
خیلی دلگیرم. چرا باید این تفکر این قدر شایع بشود که شعر درباره اش بسرایند و به در و دیوار مسجد بزنند. این تفکر که نماز را مرتبط به یک انسان می کند و همه چیز را به هم می آمیزد، بد جوری توی ذوق می زند. کاش این گونه نبود.
نمی دانم اگر کسی این بیت را قبول نداشته باشد مجازاتش چیست ؟ اما مجازاتش را به جان می خرم. برای نماز تنها پذیرش ولایت الله کفایت می کند. ولایت از آن خداست و شعبه ندارد. |