گر نروم نیستم

< >

کشف عاشقانه من

سه شنبه ۱۱ آذر ۸۲

0

دیشب یه چیزی كشف كردم !

كشف كردم كه توی این شهر، بعد از تو دیوارای اتاقمو از همه بیشتر دوست دارم !!!

دیوارا من و دنیای منو از آدمای بیرون جدا می كنن! آدمایی كه هر لحظه می خوان بدون اجازه بیان و تو دنیای من سرك بكشن! اونا بر خلاف تو نمی خوان بدونن حالم چطوره! نمی خوان بدونن آسمونم ابریه یا بارونی ، یا آفتابی! براشون مهم نیست كه شمعدونیم تازگیا گل داده یا نه! براشون مهم نیست كه شبای مهتابی سر ساعت 9 به آسمون نیگاه می كنم یا نه! نمی خوان بدونن هنوزم یا كریما رو پشت بوم خونه م می شینن یا نه! اصلا اگه بفهمن این چیزا برام اینقدر پر رنگه حتما سرم می خندن ، مسخره م می كنن و بعدشم می ذارن می رن!

ولی تو ...

تو ...

تو یه آسمون از همة اونا جدایی!

دیوارا ! دیوارای مهربون هم همینطور! اونا دستاشونو به هم قفل می كنن و نمی ذارن چشم آدما به من بیفته! تازه غیر از این یه چیز دیگه هم هست! وقتی شونه های تو نیست می تونم به شونة اونا تكیه كنم! می تونم كنارشون گریه كنم!

دیوارا نمی ذارن آدمای بیرون اشكامو ببینن! اینطوری آبروم نمی ره و خجالت نمی كشم! اینطوری غرورم سر جاش می مونه!

توی این شهر بعد از تو دیوارای اتاقمو از همه بیشتر دوست دارم!!!!


 
Home Powered by Movable type 2.64