|
|
< > | |||
|
|
|||
|
چشمامو می بندم . درتنهایی خودم به فکر فرو می رم . با خودم میگم : چرا در سکوت شب با صدای زیبای جیرجیرکی که از پشت پنجره اتاقم به گوش میرسه به چرا های خود فکر می کنم . و برام اینهمه سئوال پیش اومده . چرا زندگی اینقده سخته ؟ وشاید هم آسون ...اصلا چرا امروز از رختخوابم بیدار شدم ؟ به امید چی؟ چرا شما دوستان عزیز وبلاگ منو می خونید ؟ چرا تلاش می کنیم؟ برای رسیدن به چی؟ آخرش که چی؟ چرا عاشق می شیم؟ مثل لیلی و مجنون ... بعدش چی؟ یا وقتی نماز می خونیم با خدای مهربون درددل می کنیم ؟چرا؟ واقعا چرا ما آدما این کارا رو میکنیم ؟ آخرش چی؟ همه اینها توی ذهن کنجکاو من در کنار هزاران چرای دیگر سئوال شده . ... |
||||
|
|
||||
| Home | Powered by Movable type 2.64 | |||