هشتاد هزار دختر خوانده شیطان،
هشتاد هزار پرچم فحشا.
هشتاد هزار زن بدكار یعنی
صدها هزار چشم حریص
كه آلوده تر می شوند؛
یعنی صدها هزار بوق اضافه؛
یعنی صدها هزار توقف بیجا.
هشتاد هزار زن بدكار یعنی
نا امنی صدها هزار زن پاكدامن؛
گریه های فرزندان طلاق؛
و ضجه های زنی برای مرگ شوهر ایدزی اش.
هشتاد هزار زن بدكار یعنی
شهری به بزرگی یك «اكباتان» برای نافرمانی خدا؛
و مرگ تدریجی عفت یك جامعه.
هشتاد هزار زن بدكار یعنی
بغض فرو خفته یك ملت؛
هشتاد هزار زن بدكار یعنی
صدها هزار زن فقیر؛
صدها هزار كودك گرسنه؛
و دهها هزار مرد شرمنده.
هشتاد هزار زن بدكار یعنی
گریه های شبانه من؛
و خشم خدا بر سستی ما.
پ.ن : این مطلب از وبلاگی که نامش یادم نیست کپی شده است.