گر نروم نیستم

< >

آزادی فردی و اراده الهی در کلام شهید مطهری

چهارشنبه ۱۷ تیر ۸۳

0

مساله قضا و قدر‏, از مسایلی است كه در برابر آزادی انسان مطرح می‌شود اگر چه پاسخ آن بیش از هزار سال است كه داده شده و ثابت شده كه این دو امر (آزادی و قضا و قدر الهی) با یكدیگر هیچ منافاتی ندارند
.
اساساً انسان به دلیل آنكه تحفه‌ای الهی است می‌تواند آزادی داشته باشد والا اگر انسان همین اندام باشد و فقط در وجود طبیعی خلاصه شده باشد و اراده‌اش زاییده همین حركات جبری اتمها و غیره باشد پس آدمی فقط می‌تواند بر اساس جبر طبیعت عمل نماید و اساساً اراده هیچ مفهومی نخواهد داشت.
«پس چون خدا هست و نیروی ماورایی وجود دارد آدمی می‌تواند اراده خارج از طبیعت داشته باشد.»

«ساتر» می‌گوید: «انسان یك اراده آزاد است.» ما می‌پرسیم: «خود اراده از كجا پیدا شده؟»
اگر فكر و اراده انسان خاصیت‌های جبری طبیعت و ماده باشد, پس آزادی یعنی چه؟ این سخن را كسی می‌تواند بگوید كه برای انسان, قدرتی, فوق طبیعت تأمل است, یعنی انسان را مقهور طبیعت نمی‌داند, قاهر بر طبیعت می‌داند و طبیعت را اصل و در كنارش روح را فرع نمی‌داند بلكه دو نیرو قائل است:
«طبیعت و ماوراء طبیعت در انسان» و انسان به حكم آنكه فیضی است ماوراء طبیعی پس می‌تواند بر طبیعت خودش مسلط شود و تصمیمش عین حركات اتمها نباشد, می‌تواند طبیعت را تغییر دهد و بر طبیعت غلبه كند پس: «انسان هیچ خودی ندارد, غیر از آزادی! انسان خودش وجود خود را می‌سازد, خودش وجود خود را انتخاب می‌كند, یعنی انسان مانند اشیاء طبیعی نیست, همه آنچه در طبیعت موجود است همان چیزی است كه خلق شده, بجز انسان كه همان چیزی است كه بخواهد باشد و این بدان معنا نیست كه انسان فاقد سرشت و فطرت طبیعت است بلكه این به آن معناست كه اساساً سرشت انسان, چنین است. انسان خودی است كه چنین اقتضایی دارد پس سرشت انسان بر اساس اراده است نه بر اساس جبر و این چیزی جز یك نیروی ماورایی و الهی نیست.


 
Home Powered by Movable type 2.64