گر نروم نیستم

< >

لیلی

شنبه ۲۴ مرداد ۸۳

1

خدا گفت: لیلی یك ماجراست،ماجرائی آكنده از من ماجرائی كه باید بسازیش.
شیطان گفت: یك اتفاق است بنشین تا بیفتد.
آنها كه حرف شیطان را باور كردند نشستند،و لیلی هیچ گاه اتفاق نیفتاد.مجنون اما بلند شد رفت تا لیلی را بسازد.
خدا گفت: لیلی درد است،درد زادنی نو.
شیطان گفت: آسودگی است، خیالی است خوش.
خدا گفت: لیلی رفتن است ، عبور است و رد شدن.
شیطان گفت: ماندن است و فرو رفتن در خود.
خدا گفت: لیلی جستجوست ، لیی نرسیدن است ، نداشتن و بخشیدن است.
شیطان گفت: خواستن است، گرفتن و تملك.
خدا گفت: لیلی سخت است ، دیر است و دور از دست.
شیطان گفت: ساده است ، همین جائی دم دست.
و دنیا پر شد از لیلی ها زود، لیلی های ساده ی این جائی ، لیلی های نزدیك ولحظه ای .
خدا گفت: لیلی زندگی است، زیستنی از نوع دیگر.
لیلی جاودانی شدو شیطان دیگر نبود.مجنون زیستن را از نوعی دیگر برگزید و می دانست لیلی تا ابد طول می كشد.


افضلي سلام مطلب جالبي است لطفا؛ آفلاينت رو چک کن افضلي ۲۷/۵/۸۳

 
Home Powered by Movable type 2.64