|
|
< > | |||
|
|
|||
|
روزی به عارفی بزرگ خبر دادند که کسی پیدا شده در دهکده مجاور و دروس عرفانی شما را عینا به نام خود تدریس می کند و علاوه بر آن خود را استاد شما نیز می نامد. روزها و ماه ها گذشت و زمان امتحان بزرگ راه رفتن بر روی آب رسید. استاد بزرگ و استاد قلابی هر دو شاگردانشان را بر لب رودخانه آوردند. شاگردان همگی به پرسش برخاستند که چگونه شاگردان استاد دروغین از آب گذر کردند اما خود استاد در آب غرقه شد. یک استاد عرفان می تواند به نیکی دروس عرفانی را منتقل کند و از شاگردانش عارف بسازد اما خود هیچ گاه عارف نشود. پنج شنبه پیش در کتابخانه داشگاه با جلال در مورد دکتر مهاجرانی بحث می کردیم که گفتگوی مان به نقل این مثل کشیده شد. که آیا زندگی خصوصی افراد می تواند ما را از نکات مثبت و اساسی زندگی شان غافل کند ؟ به نظر من حتی اگر واعظان چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند باز هم می توان پای منبر وعظشان نشست و بدون در نظر گرفتن خلوتشان از مجرای دانسته هایشان بهره مند شد مگر آنکه زندگی خصوصی استاد دانشمندی اش را تحت الشعاع قرار دهد . پ.ن : به کسی میگویند جمله ای بگو که حاوی دو دروغ باشد |
||||
|
يبلذيلفذ ۱۱۱۱ ۲۸/۷/۸۳ مهرناز حسين جون دستت درد نکنه . به يکباره ما و دانشگاهمون رو شستي گذاشتي کنار ديگه؟ ۲۷/۷/۸۳ سکوت مرگ منم موندم اين افراد تو زندگيشون چه جورين و اين چيزاي که اين چند وقت شنيدم چه جوري مي شه يه وزير يه کسي که اين همه سوابق داره با اين چيزاي ساده و پيش پا افتاده خودشو خراب کنه ؟ ۲۶/۷/۸۳ جلال افشار بعدا محکم بهت جواب ميدم ۲۵/۷/۸۳ سارا چند وقته ميخواستم يه چيزي بگم. .عسکهاي که انتخاب ميکني براي بعضي از نوشته هات .. خيلي معرکه است.. ۲۵/۷/۸۳ |
||||
| Home | Powered by Movable type 2.64 | |||