گر نروم نیستم

< >

دو علی

جمعه ۱۵ آبان ۸۳

5

لیالی قدر است و ایام ضربت خوردن و شهادت بزرگ مرد تاریخ انسانیت؛ خداوندگار اعتدال و تیزبینی و سمبل بلا منازع عدالت ؛ علی

تصمیم دارم کوتاه و وبلاگی شخصیت تاریخی علی را با تمام تقدسش در گذاری کوتاه به چالش بکشم و بنابر این بحث دو علی را مطرح کردم.

از دیدگاه من ما به عنوان مسلمانان ساکن در مدنیته و کسانی که با مسائلی چون توتالیتاریانیسم دینی و کم رنگی آزادی های مشروع اجتماعی مواجهیم؛ با دو علی روبرو هستیم.

علی اول کسی ست که مانند نسخه ای بی خدشه می ماند. علی اول خود علی ست. بدون خدشه و تحریف و اغراق و شرح و بسط
تنها الگوی حکومت اصولی اسلامی و تنها نسخه اعمال احکام اجتماعی و عمومی اسلامی. علی اول کسی ست که با دین حکومت می کند اما به شیوه سکولار معکوس برخورد می کند. شاید این دو متناقض به نظر بیایند اما علی به عنوان اصلی ترین نماد حکومت دین مدار در اسلام؛ عرفانش را به گل و لای روزمرگی و سیاست نمی آمیزد. علی عارف است و در عرفانش جای همه چیز خالی است.

در وصف علی اول زیاد می توان گفت که در وسع این مجال نیست و اما علی دوم ؛

اگر به تاریخ زندگی و حکومت علی بن ابی طالب به عنوان نخستین امام شیعیان نقبی بزنیم در خواهیم یافت که تعصی به علی مطابق آنچه در روایات شیعه آمده است کاری دشوار و گاها غیر ممکن می نماید. در تاریخ زندگی علی بارها می بینیم که حتی به دوستان نزدیک هم اجازه انتقاد و بیان نظر داده نمیشود. تا به آنجا که در جنگ صفین که مالک اشتر با علی اختلاف عقیده پیدا می کند از علی رانده می شود. و با پوزش و شرمساری بی آنکه قانع شده باشد نزد علی باز می گردد.

علی پیشوای مظلوم است. مظلومیت علی در دو برهه خلاصه می شود. اول زمان زندگی اش و دیگری در تاریخ. شاید هیچ کس به مانند علی این گونه در تاریخ مظلوم واقع نشده باشد.

گمان من این است که شیعه صفوی برای طرح نظریات خود به اسطوره ای نیاز دارد که وجه تمایزش با جهان تسنن باشد. اسطوره ای که مانند پیراهن عثمان علم شود و تیشه به ریشه یک دستی جهان اسلام بزند. اسطوره ای که دست شیعه قدرت طلب را برای اعمال هر آنچه می خواهد با بگذارد.

محمد (ص) وجه مشترک است و برای این امر سوژه مناسبی نیست. و دیگر امامان پس از علی نیز هیچ یک زمامدار حکومت نبوده اند و نمی توانند اسطوره شیعه حکومتی باشند. پس علی به میان می آید. و چون آنگونه نبوده که بتوان با تعصی به او ظلم و جور پیشه کرد و نمی توان تحت نام او یکه تازی کرد و حکومت توتالیتار صفوی گونه به راه انداخت ؛متاسفانه علی تحریف می شود. چون باید تحریف شود.

و از اینجا علی دوم روی می نماید. علی دوم اغراق گونه و خشک است و رب النوع شمشیر. منطق در فلسفه علی ثانوی جای خود را به حکومت ولایی مطلق می سپارد. یعنی پذیرش بدون سوال. علی دوم از پیامبر هم بزرگتر می شود و گاهی از خدا.

دامنه اغراق تا بدانجا پیش می رود که روایت می کنند آن دمی که پیامبر برای معراج به نزد پروردگار می رود؛ خداوند با محمد از زبان علی سخن می گوید.

آن علی؛ آن مرد که در کلام معلم شهیدمان می آید علی اول است. آن علی که در کلام مرتضی مطهری بزرگ نمایان می شود علی اول است. علی درست؛ علی منطق ؛ علی لا فتی ؛علی اول است.

دیشب پای منبر جناب کدیور در کانون توحید که نشسته بودیم ایشان از مختصات زندگی مومنانه در جهان مدرن به اختیار و تعقل اشاره کردند و چه به جاست که از علی اول به عنوان زیباترین مظهر زندگی مومنانه و اصول گرا و منعطف در همیشه تاریخ نام ببریم.

گمان می کنم که علی شخصیتی ست که نیاز به بازبینی و بازشناسی عمیق دارد. من معتقدم علی باید دمکرات و اصلاح طلب بوده باشد کما اینکه فی الواقع بود. علی هرگز توتالیتار نمی اندیشد. علی هرگز عقل را به عنوان اصل تمیز دهی اول نادیده نمی شمارد. علی اول ؛علی من است که نیازی به اغراق و بزرگ نمایی این زاهد و آن عالم و فلان روضه خان نداشته و ندارد.

خارج ار بحث : بحث وبلاگ سپاه اسلام را مختومه اعلام می کنم کما اینکه حرف من پیش کشیدن منطق بود و علم احتمال برای اثبات سخنی که باز هم مصداق خواهد یافت. برای اینکه زود به بی راهه شایعه و تهمت و بهطان کشیده نشویم. و خوشحالم که هیچ کس منطق مقابلی هم ارائه نکرد از آنجا که نداشت.

از این پس شرح بیشتر و بیشتر رنگ و بوی سخنگاه عقاید مکتبی ام را به خود خواهد گرفت. دیدم در نظرات که گویا از مطالب من کسانی حالشان به هم میخورد و خسته اند. جواب اینکه شرح چهار دیواری اختیاری من است. نمی خواهید ؟ نیایید..........والسلام


لنا سبک وبلاگت براي جديد است شاد باشي :) ۱۷/۸/۸۳

سارا علي بزرگترين مرد دنياست.. فقط همين.. ۱۶/۸/۸۳

طنازامین و در آخر باز هم به اينجا خواهم آمد چون که مطالبش را دوست دارم و عکسهايش و آن حس غريب آشنايي گذشته ولي آخرين کامنتيست که مي گذارم : منطق در فلسفه علي ثانوي چنان است در فلسفه امروز؟؟ باز هم مثل هميشه قشنگ قبلا از رک گويي شما و از زحماتي که هميشه سپاسگذار بودم باز تشکر مي کنم و در آخر آقاي منصور عزيز کسي منکر چهار ديواري شما نشده است حريمش هنوز پا بر جاست يا حق! ۱۶/۸/۸۳

طنازامین در نظر من گذاشتن کلمه اي به نام نظرات.. جايگاهي است براي ديدگاه خواننده!در ان نظر هم کساني نبوده و يک نفر بوده.. که نديده ام گفته باشد حالش از مطالب شما به هم مي خورد ..ولي از خبرهاي اخير بله از خبرهاي دروغي و راست ..!! اگر اين باعث سو تفاهم است من حرفم را در همين جا پس مي گيرم ..و باز هم با کمال پر رويي به اينجا مي آيم همانگونه که هميشه خواننده مطالب خوبتان بوده ام ۱۶/۸/۸۳

سکوت مرگ من که هر کاري کردم درباره حضرت علي حرفي بزن ديدم کسي نيستم اما واقعا خدا کنه همين چند روز به ياد اين بزرگان نباشيم و واقعا توي زندگيم يه خورده الگومون باشن ۱۶/۸/۸۳

 
Home Powered by Movable type 2.64