گر نروم نیستم

< >

نگاه غلط اجتماعی به روحانیت

چهارشنبه ۲۰ آبان ۸۳

5

امروز که در حال مراجعت به منزل بودم در ابتدای بزرگراه مدرس از سمت هفت تیر چشمم به یک روحانی میانسال افتاد که کنار خیابان منتظر تاکسی بود و متاسفانه کسی هم سوارش نمی کرد. خلاصه جلوی پایش ترمز کردم و در برابر چشمان بهت زده خودش و عابرین مسیرش را پرسیدم. بیچاره اول فکر می کرد کلکی در کار است و می خواهم اذیتش کنم. خلاصه کمی چشم و ابرویم را مثب کردم و حاج آقا سوار اتومبیل بنده شدند.

در راه گله زیاد کرد از نگاه مردم و متلک های روزمره و آنچه می بیند و می شنود. از این گفت که در همه ممالک دنیا روحانیان دینی مورد احترامند اما اینجا تر و خشک را با هم می سوزانند. حالا زیاد به کلیت صحبت هایمان کاری ندارم بلکه سخنم بحث جامعه شناسانه پیرامون این قضیه است.

به نظر من ما باید روحانیت را نخست به عنوان یک قشر از جامعه بپذیریم و آنان را دقیقا مانند بقیه اقشار در ترازوی سنجش قرار دهیم. مثلا اگر شما از یک یا دو یا صد تاکسی ران مورد ناخوشایندی ببینید آیا همه رانندگان تاکسی را در یک منظر قرار می دهید؟

البته که این گونه نیست. اما روحانیت پس از انقلاب به دلیل اینکه در هسته مرکزی حکومت قرار گرفت در کانون توجه واقع شد. یک گرایش افراطی مقطعی به روحانیت سبب شد که امام خمینی از همه مواضع خود مبنی بر عدم قرارگیری روحانیت در مناصب حکومتی عقب نشینی کند و از آن به بعد دید ملت به روحانیت؛ به غلط با نتایج منفی و مثبت حکومت جمهوری اسلامی در آمیخت.

پس از سالهای اولیه انقلاب کم کم مشکلاتی چون رشد بی برنامه جمعیت و بی ثباتی در مدیریت کلان سر باز کرد و در بیکاری و فقر و فساد تجلی یافت که خوب در همه ممالک دنیا هم وجود دارد و امری ناگزیر محسوب می شود. خوب ایران به دلیلی اینکه کشوری جهان سوم و تحت تحریم و فشار محسوب می شد از موهبت این بلایا چند برابر بیشتر برخوردار بود.

از این تاریخ به بعد کم کم سیر نزولی اعتبار روحانیت در نزد افکار عمومی آغاز شد. آخوند و ملا و روحانی که روزی قبله آمال مردم بوند کم کم به باعث و بانی همه مصائب و مشکلات در کلام عامه مردم تبدیل شدند.

و این موضوع در سالهای بعد اوج گرفت تا بدینجا رسید. کم کم نقدهای مستقیم به جامعه مصون از انتقاد روحانیت در سینما و هنرهای ترسیمی نمود یافت. به عقیده من اگر سال ها قبل چنین فضایی ایجاد می شد و روحانیت تقدیس نمی گردید امروزه با آن دقیقا مانند یک قشر عادی برخودرد می شد اما این اتفاق نیفتاد تا امروز شاهد باشیم که آحاد مردم کوچه و بازار روحانی را ؛مارمولک ببینند.

گمان می کنم قشر فرهنگی و علی الخصوص دانشجویان در بهبود فضا تاثیر بسزایی خواهند داشت. اگر بپذیریم که باید به روحانیت به عنوان دسته ای از شهروندان احترام گذاشت؛ نیازمند فرهنگ سازی گسترده ایم تا این قشر از جامعه از آسیب های غلط اجتماعی به دور بماند.

اکثریت بسیار بزرگ ملت ایران مسلمانند و روحانیت به عنوان نماد مذهبی ملت؛ باید به تغییرات اصیل درونی دست بیازد و همین طور ملت نیز باید بیاموزند که عالم دینی نه جایگاه مقدسی دارد و نه در یک کلام جیره خور مذهب و مفت خور است. شاید اگر حوزه ی ما به صورت منظم دست به اصلاحاتی در امر آموزشی طلبه ها بزند و مسائلی چون آی تی و هنر و ورزش آزادانه تر به محیط حوزه راه پیدا کنند قدم بزرگی در نگاه کلان ملت به روحانیت برداشته شود. و البته دانشگاهیان ما باید بکوشند تا در ایجاد یک فرهنگ صحیح و به دور از غرض عمومی به روحانیت مستقل و دور از بندبازی های سیاسی یاری رسانند.

پ.ن : عکس از خودم و البته بی ربط به حادثه امروز


سارا خدا خيرت بده جوان که سوارش کردي.. ۲۱/۸/۸۳

جلال افشار همينجوري! ۲۰/۸/۸۳

جلال افشار هرچند که حالا سعي مي کنند تحمل کنند اما حکايت نوشدارو بعد از مرگ سهراب يادت هست که گفتي سياه ترين نسل جوان تاريخ ايران چه کساني بودند. امروز همان ها هستند برادران روحاني و آسماني را ابزار تمسخر خودشان قرار داده اند. من مردم را متهم نمي کنم. به نظر من اين واکنشي است در مقابل اعمالشان. بهتر است به جاي متهم کردن مردم بروند و بازنگري به خودشان بکنند. ۲۰/۸/۸۳

جلال افشار خودشون کردند و حالا هم دارند جواب مي دهند اينها دقيقا پاسخي به اعمال خودشون. اگر اول انقلاب جو مذهبي تر بود و اينها حق داشتند باقي جامعه را به اسم سوسول و غيره تو سرشان بزنند حالا هم اين واکنش جامعه اي است که روزگاري از آنها تو سري خورده. اينها آستين کوتاه و روسري را تحمل نکردند و حالا هم مردم عبا و عمامه اين ها را تحمل نمي کنند ۲۰/۸/۸۳

جلال افشار اگر به چيزي مثل عاقبت اعمال اعتقاد داشته باشيم و اينکه آدميزاد بخشي از گناهان خود را در همين دنيا جواب مي دهد من شک ندارم که اين ها الان دارند حساب کارهايي راکه کرده اند پس مي دهند و لاغير ! من هيچ قشري را مسخره نمي کنم و احترام همه روي چشممان اما با عرض شرمندگي بايد عرض کنم ۲۰/۸/۸۳

 
Home Powered by Movable type 2.64