گر نروم نیستم
زیر آب
دوشنبه ۱۴ بهمن ۸۷
تمام شب رابیدارخیره بودم به آن چراغ کوچککه تا سحرروشن نشدآب از سر گذشتسپیده زدو من به فریب خود روزن خانه گرفتم و پرده انداختمو دوباره چشم دوختم به چراغ کوچکیکه کمر بسته بود به شکستنمو شکستم