|
کسی چو من قدر تو را کی داند صنما
|
بایگانی ماهیانه "August 2009" |
|
کسی چو من قدر تو را کی داند صنما |
|
|
|
+...
ادامه ...
|
|
۲۶ |
|
|
|
توی فیلم سوپراستار، یه جا قهرمان داستان میگفت : "مردم به دو دسته تقسیم میشن، یه دسته اونایی که توی مرداد به دنیا اومدن، یه دسته هم کسایی که دوس داشتن توی مرداد به دنیا بیان." اینجوریا....
ادامه ...
|
|
فقط جنوب به شمال |
|
|
|
خیابان پهلوی پیرمردها و خیابان ولیعصر ما که درختهایش شاهدان قدیمیاند برای حنجرهها فرارها دودها عشقها آتشها و خاطرهها از امروز صبح یکطرفه شد +...
ادامه ...
|
|
OfF |
|
|
|
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است. دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است. دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است. دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است. دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است. دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است. دستگاه مشترک مورد نظر...
ادامه ...
|
|
جمعه برقی |
|
|
|
یعنی بشاش تو صبح جمعهای که با صدای جاروبرقی شروع بشه.یعنی بشاشااااااااااااااا. اه اه اه...
ادامه ...
|
|
عباس |
|
|
|
پسرخاله ۷ سالهم میگف : "من و کلی دوستام با همیم بعد عباس با اونهمه یار داره همش با هم جنگ داریم بعد عباس همش ماها رو میزد. بعد یارای عباس با هممهی بچهها اومدن با ما."خوشحال شدم. گفتم خوب بعدش...
ادامه ...
|
|
کاغذ بازی |
|
|
|
ادامه ...
|
|
نجوا |
|
|
|
درها همه قفل پنجرهها بستهپردهها کشیده تلفنها را گوش میکنندایمیلها را میخوانندپیامها را با فلان نرمافزارحرفها را با بهمان دستگاهکبوترها رابا نامه و بینامه میزننددر گوش قاصدکینجوا میکنمکه دوستت دارمو امید میبندمبه شهامت باد* بغض دارم...
ادامه ...
|
|
امید |
|
|
|
گفتم اي بوستان روحانيديدن ميوه چون گزيدن نيستگفت سعدي خيال خيره مبندسيب سيمين براي چيدن نيست...
ادامه ...
|
|
کیستی |
|
|
|
ادامه ...
|
|
ایام رفت |
|
|
|
هر كه دلارام ديد، از دلش آرام رفتچشم ندارد خلاص، هر كه در اين دام رفتياد تو میرفت و ما، عاشق و بیدل بُديمپرده برانداختی، كار به اتمام رفتماه نتابد به روز، چيست كه در خانه تافتسرو نرويد به...
ادامه ...
|
|
اعتراف |
|
|
|
۱۰ مرداد ۸۸چند دقیقهی پیشدرختهای چهار راه تخت جمشیداعتراف کردندکه به آنها تلفنهایی شده استو تطمیع شدهاندکه به افراد خاصیدر روزهای خاصیپناه بدهند*بغض دارم...
ادامه ...
|
|
غم تنهایی اسیرت میکنه |
|
|
|
ازدواج باید خیلی کار احمقانهای باشه. مدتهاس که اینو باور کردم. حتی اکازیونترین آدما هم زندگی کردن باهاشون سخته. اما فک کنم واسه آدمای شنگولی تو مایههای من باید تنوع خوبی باشه. بد میگم ؟** یاد اون شبها می افتم زیر مهتاب...
ادامه ...
|
|
Home |
Powered
by Movable type 2.64
|