|
مربع
|
بایگانی ماهیانه "May 2010" |
|
مربع |
|
|
|
ژائو ترزایی رو دوست داره که ریموندی رو دوست داره که ماریایی رو دوست داره که ژواکینی رو دوست داره که لیلی رو دوست داره که هیچکس رو دوست نداره.ژائو میره آمریکاترزا میره صومعهریموند تو تصادف میمیرهماریا پیردختر میشهژواکین خودش...
ادامه ...
|
|
ماست بود |
|
|
|
دروغهایت کودکانددر مسیر لبان تو تا گوشهای منراست میشوند...
ادامه ...
|
|
:-| |
|
|
|
یه رفیقی داریم عشق خیامه. چند روز پیشا که روز بزرگداشت خیام بود، بهش گفتم فلانی دیروز روز خیام بودا، حواست هس؟؟؟ گف عزیز، هر روز واسه ما روز خیامه. یعنی دهنمو بست. این دومین بار بود که اینشکلی میخورد...
ادامه ...
|
|
نردهها |
|
|
|
تمام آن خانههای نقلی اجاره رفتهاند۶۰ متری امیرآبادبنبست جهانآراحتی ۴۰ متری بی روزن یوسفآبادهمانهایی که فکر میکردیم کسی آنها را نخواهد خواستتمامشان اجاره رفتهاندو آن بنگاههای فرسودهی فکسنیخانههای نقلی تازهای رانشان مردم میدهند...این یادداشت را حالا که مینویسمسرایدار با دقتی...
ادامه ...
|
|
کار دلم به جان رسد |
|
|
|
خواب دیده بودم که این اردیبهشت همینجوری تمام نمیشود. نگاه متعجب و ترسان زن و شوهری جوان که آرزومندانه از من میخواستند منیژه را متوقف کنم، در آخرین ساعتهای این اردیبهشت مغموم، خوابم را یادم انداخت. منیژه خطی کشید روی تن خسته آسفالت،...
ادامه ...
|
|
فرق |
|
|
|
نمایشگاه کتاب امسال که تموم شد، به کتابایی که خریدم وختی نگا میکردم، تفاوت بزرگی حس میکردم بین امسال و چند سال پیش که مثلن اون وختا چه کتابایی میخریدم و امسال چه کتابایی میخرم. یا اون وختا خیلی احمق...
ادامه ...
|
|
قاض |
|
|
|
تنها منشی شرکت کوچک روبرواز تمام منشیهای شرکت بزرگ ماخوشگلترهو من به این میاندیشمکه همیشه مرغ همسایه غاز است...
ادامه ...
|
|
تو مشغول مردنات بودی |
|
|
|
تو مشغول مردنات بودینشر : حرفه، هنرمندترجمه : محمدرضا فرزادانتخاب تصاویر : شهریار توکلی۲۰۸ صفحه"تو مشغول مردنات بودی"، یک مجموعه است از شعرها و تصاویر. شعرهایی از آنا آختامووا، چارلز بوکوفسکی، ریچارد براتیگان و ریموند کارور و عکسهایی از سباستین...
ادامه ...
|
|
خيال |
|
|
|
وقتی که دنیا وارونه شد، فهمیدم که کفشهایم حق داشتند.اینو یه مقز میگف که پشت میز جلویی نشسه بود....
ادامه ...
|
|
فریاد |
|
|
|
این همه حرفای مختلف که زدی، من از بین این همه لااقل به این یه حرفت رسیدم، که مثل تو پیدا نمیکنم.مرغ وحشی که میرمید از قیدبا همه زیرکی به دام افتادتو بدین چشم مست و پیشانیدل ما بازپس نخواهی دادهمه...
ادامه ...
|
|
آخر شاهنامه |
|
|
|
انتظار خبری نیست مرانه ز یاری نه ز دیّار و دیاری، باریبرو آنجا که بود چشمی و گوشی با کسبرو آنجا که ترا منتظرندقاصدک ...در دل من همه کورند و کرنددست بردار از این در وطن خویش غریبقاصد تجربههای همه...
ادامه ...
|
|
مجسمههای شهر را میدزدند |
|
|
|
واقعا چه کسی و چرا و چطور و چگونه مجسمههای شهر را میدزدد ؟!!!با اینکه کسی از بنده درباره عوامل سرقت مجسمههای تهران سوالی نپرسیده اما چون بر خودم تکلیف دونستم، چند فرضیه دارم که برای تنویر افکار عمومی و کمک به حل...
ادامه ...
|
|
Home |
Powered
by Movable type 2.64
|