|
اصلاحات
|
بایگانی ماهیانه "July 2010" |
|
اصلاحات |
|
|
|
کسی که دو تا امضاش شبیه هم نمیشه، یه ایرادی در خلقتاش هست که با مرگ اصلاح میشه....
ادامه ...
|
|
بخت و رخت |
|
|
|
حالم خوب نیست. اسبابکشی لعنتی تمام شد اما آثارش خستهکنندهترند. این روزها هم مظلوم افتادهام میان حرف و حدیثهایی که با همهشان بیگانهام. مظلوم درست مثل صاحب اسمام. میتوانم حس کنم که فصل دارد عوض میشود و تمام یادگارهای...
ادامه ...
|
|
دوران |
|
|
|
برادر من اینقذه نگو تازه به دوران رسیدهها اینطوری، تازه به دوران رسیدهها اونطوری. بابا من خودم تازه به دوران رسیدهام و فک کنم تازه به دوران رسیده هم از دوران بروم....
ادامه ...
|
|
تقل |
|
|
|
حالا خودمونیم آقایان نویسنده و کارگردانوجداننقبل اینکه "هفت دقیقه تا پاییز" رو بنویسید و بسازید، "درباره الی" رو ندیده بودید ؟؟!!!...
ادامه ...
|
|
دیوار گذر |
|
|
|
دیوار گذر (The Man Who Walked Through Walls)نویسنده : مارسل امه (Marcel Aymé)ترجمه اصغر نورینشر ماهیدر نوردیدن مرزهای زمان و مکان و تخیلی بدیع، در داستانهای مجموعه "دیوارگذر"، با طنزی تلخ همراه شدهاند تا یادآور دردهای ریز و درشتی باشند...
ادامه ...
|
|
تکان نخور |
|
|
|
هر وخت دوس داشتی بیاماهی یکبارسالی یکبارفقط -وختی اومدی- بغلم کن !Italia, Don't Move, Sergio Castellitto...
ادامه ...
|
|
د ر د |
|
|
|
بعضی دردا هستن که با یه دارویی چیزی خوب میشن.بعضی دردا هستن که با هیچ دارویی خوب نمیشن، با مردن تموم میشن.بعضی دردا هم هستن که نه با هیچ دارویی خوب میشن، نه با مردن تموم میشن. از یه نسل...
ادامه ...
|
|
سورت |
|
|
|
ای برادر / خواهر، سیرت زیبا بیار. حالا این به این معنی نیست که اگر صورت زیبا هم آوردی، ما دلخور میشیم....
ادامه ...
|
|
کابوس |
|
|
|
به سوی درب ورودی باغ میرفتمدستهایم در جیب شادم بودپیرمردی با یک گونی جلویم سبز شدنگاهاش غضبناک بودگونی را بلند کرد در برابر چشمهای ناباورمکوبیدش توی صورتمسنگین بودطعم خونابه رفت زیر زبانمزمین خوردمخودش هم زمین خوردگونی پاره شد و چند...
ادامه ...
|
|
به یاد نصر حامد ابوزید |
|
|
|
بالای دار رفتی واین شحنههای پیراز مردهات هنوز پرهیز میکننددر سایت کتابخانه ملیخاموشی ابوزید ++ +...
ادامه ...
|
|
مااااانی |
|
|
|
یه بار به یکی گفتم این پول برنمیگرده. واقعا هم باورم این بود که برنمیگرده. اما راستشو اگه بگم، در مقابل چیزایی که هیچوقت هیچوقت برنمیگرده، تو این دنیا تنها چیزی که برمیگرده، پوله....
ادامه ...
|
|
فرار |
|
|
|
جواباش به این لحظهها، به این آدمها، به این ماجراها، فقط سکوت بود و نگاه. و این انگار کم بود برای نیازهای زمانهای که سالهاست همدم وقاحت است. پس گریخت. و فراری بیقرار را آغاز کرد، که تا نفس آخرش ادامه...
ادامه ...
|
|
رنگی نشوید |
|
|
|
اینجا سياه و سپيد استكه با حضور تو رنگی میشود این یادداشت مال مردیه كه یه سال پیشرو همین صندلی تو همین كافه نشسته بود...
ادامه ...
|
|
Home |
Powered
by Movable type 2.64
|