ای خون ترکان ریخته، با لولیان بگریخته

< >

نمایشگاه کتاب تهران

جمعه ۱۶ اردیبهشت ۸۴

2

این روزها نمایشگاه کتاب تهران، شاید مهمترین اتفاق فرهنگی باشد که در مملکت ما اتفاق می افتد. گرچه رکود در بازار نشر کاملا محسوس است ولی در مجموع و از خیلی نظرات، نمایشگاه کتاب امسال بهتر و پربارتر از پارسال است. هنوز هم اطلاع رسانی نمایشگاه با مشکل همراه است و پیدا کردن یک ناشر یا یک کتاب خاص شاید چند ساعت از وقت بازدید کننده را به خود اختصاص بدهد. شاید اسفناک ترین نکته نمایشگاه، خط دهی تلفن های همراه در محوطه نمایشگاه باشد. این روزها تلفن هر کس برای چند ساعت متوالی در دسترس نباشد، می شود مطمئن شد که در نمایشگاه کتاب است. قیمت ها امسال به غیر از آثار برخی ناشران، به طور کلی خوب و معقول به نظر می رسید. تخفیف ها هم مناسب بود. نکته مثبت نمایشگاه امسال نظارت همه جانبه بر فعالیت های حاشیه ای در نمایشگاه است. سامان دهی فروش مواد غذایی و برچیده شدن دستفروش های اطراف نمایشگاه، از نکات بسیار مثبت است.

این داستان جشنواره همدان و اعتراضات دوستان گویا کماکلان ادامه دارد. کاش می شد هر چه سریع تر به این جریانات خاتمه بدهیم و نگذاریم که موضوعات بی ارزشی از این دست، بی خود و بی جهت وقت ما و دیگران را بگیرد و تلف کند.

پرستو یک گزارش تصویری داده از دیدار ۵ شنبه معین با وبلاگ نویسان. این عکس الپر هم با معین از همه با مزه تر و قشنگ تر بود. شایع شده که الپر در کابینه معین وزیر بلاگستان می شود. خدا کند اگر وزیر شد به همه بلاگرها یک سال اینترنت رایگان نا محدود، مقادیری هاست و دامین و حقوق ماهانه اهدا کند تا شاید گامی باشد هر چند کوچک در جهت منافع این قشر ستم دیده و آسیب پذیر.

خیابان شماره ۱۱ یک گیر فنی داده به نظر سنجی یکی از سایت هایی که ما راه اندازی کرده ایم. گرچه این نظر سنجی ها کار ما نیست و خود مدیر وبلاگ آنها را ردیف می کند. یک نظرسنجی که فقط می شود در آن به معین رای داد.

چه کسی گفته که مردان نمی توانند وضع حمل کنند و بچه به دنیا بیاورند. این سایت خیلی متین و شفاف شیرفهمتان می کند که از این خبرها نیست. بروید دنبال یکی از این لباس های گشاد وضع حمل (البته مردانه اش) باشید که همین روزهاست متد شیر دادن بچه توسط آقایان هم در می آید و از قافله آموزشی عقب می افتید.

«زن از پياده رو به خيابان پر از ماشین نگاه كرد و گفت: «بگو ببينم بدجنس ناقلا ديشب دلت برام تنگ نشد؟» پسرك چيزي نگفت. از بغل اش گردن كشيده بود به خيابان شلوغ و براي ماشيني كه دور و دور تر مي شد دست تكان مي داد. زن قدم كه بر مي داشت لبه ی ريش ريش پالتو پانچواش روي هم موج مي خورد: «جوابمو ندادی! » نگاه پسرك هنوز به انتهاي خيابان بود.» این داستان کوتاه خواندنی را بخوانید به قلم میترا الیاتی.

قالیباف و لاریجانی با هم از تبریز به تهران پرواز مشترک داشته اند و نکته مهم این پرواز هم این بوده که قالیباف پشت رل هواپیما نشسته است. من با امیرحسین شرط بسته بودم سر حضور توکلی در انتخابات. توکلی هم نامردی نکرد و انصراف داد و حالا باید یک شام بدهم. از این اصول گراها که به ما خیری نرسیده بود، ضرر هم رسید.

«پسربچه‌ای وارد يك بستنی فروشی شد و پشت ميز نشست. پيشخدمت يك ليوان آب برايش آورد. پسربچه پرسيد: يك بستنی ميوه‌ای چند است؟ پيشخدمت پاسخ داد 50 سنت؛ پسربچه دستش را در جيبش برد و شروع به شمردن كرد.» جاوید تصمیم گرفته که در روزنوشت وبلاگش بیشتر خودمانی حرف بزند تا خشک و رسمی. اتفاقا تصمیم خوبی هم هست. در همین راستا یک داستان خیلی خیلی کوتاه در روزنوشت وبلاگش آورده که هر کاری کردم تا لینک مستقیمش را پیدا کنم نشد که نشد. بنابراین بروید همین جا و مطلب ۱۵ اردیبهشت را بخوانید که آخر لذت است.

عباس معروفی چه حالی کرده با فیلم شهر زیبا. خدا را شکر که این فیلم را دیده ام وگرنه همین الان شال و کلاه می کردم و می رفتم دنبال پیدا کردنش. حالا درست است که شهر زیبا فیلم خوب و خوش ساختی است ولی دیگر در این حد هم نیست که ۵ دقیقه برای کارگردانش کف بزنیم. نمی دانم ولی شهر زیبا از دید من فقط فیلم خوبی بود..و... همین.

معرکه گیری شهردار تهران. بروید و ببینید که شهردار تهران چه معرکه ای به راه انداخته و چه تریپ مستضعف خفه کنی هم به خودش گرفته است.

گوگل فارسی را من هم دیدم ولی نفهمیدم که احیانا چه مزایایی نسبت به گوگل معمولی دارد. اصلا آیا این موتور متعلق به خود شرکت گوگل است ؟ اگر کسی جواب این دو سوال را بلد بود به ما هم بگوید تا بفهمیم.

نمایشگاه کتاب پارسال بود که به هادی حیدری پیشنهاد تغییرات در هادی تونز را دادم. حالا گویا هادی بالاخره به آن حرفها توجه کرده و دستی به سر و روی هادی تونز کشیده است. قشنگ هم شده البته ولی فکر کنم دلم برای آن فیگور هادی و آن آدمک هایی که از سر و کولش بالا می رفتند تنگ بشود.

ابطحی می خواهد دخترش را به یکی از بر و بچه های پرشین بلاگ بدهد. امیر حسین هاشمی و فاطمه ابطحی.

شاید شما هم مثل من خیلی وقت ها کلی زمان برای پیدا کردن یک فایل ویدئویی صرف کرده باشید. موتور جستجوی ویدئوی یاهو برای همین به دنیا آمده تا من و شما راحت تر فایل های ویدئویی مورد نظرمان را پیا کنیم.

آگهی بازرگانی : دانشگاه آزاد ساوه ۱۴ راس گاو می فروشد.

عکس روز : با اقبال راهی تا ویسکی نیست. و آنجلیا جولی محجبه در پاکستان.

 







 


علي هيشکي نفرستاد گفتم بفرستم ۲۰/۱۱/۸۴

دانش خوشت میاد صدای آدم رو در بیاری. آخه عزیزم، اون عکس‌هایی که به اسم ملکه‌ی زیبایی "آفریقای جنوبی" لینک دادی نه ربطی به ملکه‌ی زیبایی داره و نه ربطی به آفریقای جنوبی. اون مسعود شوت بوده و تیتر الکی زده، اما تو که می‌خوای قیافه بگیری لااقل کمی دقت کن که حرف مفت نزده باشی. آفریقای جنوبی از سیاه‌پوستان محلی، بوئرهای هلندی و انگلیسی‌ها تشکیل شده. اون خانوم‌های محترم در تصاویر نه سیاه‌پوست هستند و نه تیپ شمال اروپا. بلکه اکثر سبزه اند و تیپ لاتین دارند. به علاوه لباس کارناوال به تن دارند و در عکس هفتم روی نوار طرف به زبان پرتغالی چیزی نوشته‌اند. این مجموعه تصاویر از کارناوال هرساله‌ی برزیل هستند و ربطی به مسابقه‌ی دختر شایسته ندارند. در آن کشور رهایی از شرم برهنگی همه‌گیر است و این موضوع چیز غیرعادی نیست. واقعا مردمان ساده‌ای هستید، دریغ از دید انتقادی و قدری شک و تفکر دوباره. این رفتارتان به خصوص احمقانه است که پیش‌فرض نادرست رو با تعصبات و پیش‌فرض‌های شخصی قاطی می‌کنید و حکم می‌دهید. ۱۸/۲/۸۴

 
Home Powered by Movable type 2.64