ای خون ترکان ریخته، با لولیان بگریخته

< >

من رانندگی‌ام به خدا بد نیست

دوشنبه ۲ مرداد ۸۵

3

مدتی بود دوست داشتم که قسمت فوتوبلاگ را کمی مستقل کنم. خلاصه تغییراتی در قسمت فوتوبلاگ دادم که البته هنوز ادامه دارد. روزبه هم لطف کرد و یک لوگوی خوشگل برای فوتوبلاگ شرح طراحی کرد که دمش گرم دارد.

علی قدیمی من را متهم کرده که سرنشینان ماشین‌ام همیشه محتویات معده‌شان بالا می‌آید. راستش را بخواهید از اقبال بد، من در همدان با گلگیر ماشین علی توی شکم یک موتور سوار رفته‌ام و زبان‌ام کوتاه است که از خودم و حیثیت رانندگی‌ام دفاع کنم. اما ای کسانی که سوار ماشین من شده‌اید، شما شاهد باشید که من آن‌قدرها هم راننده فجیعی نیستم. ای ناصر و ای فروغ، شماها را من آن همه در جاده‌های طاقت‌فرسا و مهیب غرب کشور !!! جابه‌جا کردم، آیا مزه معده‌تان را حس کردید ؟!! در همین راستا طومار تهیه کرده‌ام که نتیجه آن را خدمت رئیس کنفدراسیون اتومبیل‌رانی آسیا و شخص آقای شوماخر ارسال خواهم کرد. البته این طومار در منزل ما موجود می‌باشد و هر کس می‌خواهد امضا کند، یک تک پا باید تشریف بیاورد منزل.

عکس : تو بگو حواسم هست !

وبلاگی : «رویای بهار» دو ساله شد.

پی‌نوشت : از چشمم افتادی بچه، بدجوری.

 







 


بهار حسين جان از لطفت بي نهايت ممنون :) ۳/۵/۸۵

سارا ولي نه خداييش دست فرمان حسين خوبه... ۲/۵/۸۵

مهسا ما رو که سوار نکردي ببينيم راست ميگي يا دروغ ۲/۵/۸۵

 
Home Powered by Movable type 2.64