|
«آندره آغاسی که نخستين بار 20 سال قبل پا به مسابقات حرفه ای تنيس گذاشته بود روز يکشنبه پس از شکست در دور سوم مسابقات آزاد آمريکا با چشمان گريان برای هميشه با تنيس حرفه ای وداع کرد.» آندره آغاسی هم یک قسمتی از خاطرات نوجوانی من است که تمام شد. من با آغاسی و سامپراس، تنیس حرفهای را شناختم و حالا بعد از ساپراس، آغاسی هم رفت. مثل خیلی از تکههای پازل دوران بیخیالی، مثل مارادونا، گولیت، عابدزاده و .....
«آن ششمين رييس جمهور، آن ساطع هالهي نور، آن مهرورز رجائيسان، آن بهتر از ايكييوسان، آن دوستدار اقتصاد هردمبيل، استاندار اسبق اردبيل، آن سابقاً شهردار، آن آمده از ولايت گرمسار، آن نافي واقعهي هولوكاست، آن قانع به سنگك و پنير و ماست، آن مرد عمل، آن خاتمالانبياي عليالبدل ، آن صاحب جمال، آن اهل قيل و قال، آن وبلاگنويس تك پست و باحال، آن هميشه در عالم فضا، آن باني صندوق خالي مهر رضا ...» پست آخر ناصر.
«در حالي كه فردي كه وزير اطلاعات، شخصا وي را به جاسوسي و كوشش براي سرنگوني نظام جمهوري اسلامي متهم ميكند، پس از سه ماه بازداشت آزاد ميشود، سرنوشت فردي كه به دليل مبارزه با مفاسد اقتصادي، بيش از شش ماه است در بازداشت به سر ميبرد، نامعلوم است.» باز هم خبرهایی که فقط انتشارشان از "بازتاب" برمیآید. مقایسه جهانبگلو و بهادری، آقای گودرزی و خانم شقایقی، یک سبک خبرپراکنی که آدم را یاد "پیکنت" میاندازد.
«در فرهنگ ما، قرِيب به اتفاق دوستیها با "توقع" همراه است. به عبارتی، توقع و درخواستهای مکرر -و اغلب بیجا- برای عدّهی کثيری، رکن اساسی دوستیها شده. همين است که به کم "دوستی" برمیخوریم که در ازای دوستیاش از ما چيزی نخواهد!» تا حد زیادی با نوشته کوتاه مجید زهری موافقم. البته به نظرم دوستی بدون توقع یک مرامی میخواهد و یک روحیهای میخواهد که در تربیت ما این مرام و روحیه خیلی رقیق است.
کارت ویزیت جدید علی را اینجا ببینید.
«براي پدر عروس، سفر فوري پيش آمده و گفته است كه من نميتوانم در عروسي دخترم حضور داشته باشم.» من هم وقتی خواندم، با خودم فکر کردم کدام پدر است که سفری فوریتر از عروسی دختر خانماش داشته باشد. فقط یک مرد است که این کار ازش برمیآید و آن هم رئیس جمهور محبوب و خدمتگذار. بخوانید شرح ماجرای عروس شدن دختر دکتر را از زبان یکی همسادهها.
«یک آسانسور با سرعت نه متر بر ثانیه ما را به طبقه هشتاد و هشتم برد و از آن بالا محله پودنگ شانگهای (معادل مانهاتان نیویورک) را که خودمان هم درش بودیم را تماشا کردیم و آن ساختمانی که تام کروز در ماموریت غیرممکن۳ - که دیشبش در سینما دیده بودیم - از آن پریده بود به بغلی را تماشا کرده شاخ درآوردیم.» گزارش مختصر و مفید یک پیکوفسکی از چین.
داشتم "حرفه؛ خبرنگار" را میخواندم، که متوجه شدم گویا وحید پوراستاد دوباره بلاگ نوشتن را شروع کرده و البته نه با آدرس قبلی که با یک دامنه مستقل و جدید.
«واقعيت آن است كه رفتن محمد خاتمي به واشنگتن با استقبال كاخ ننگين سفيد در صدور ويزا و مهياسازي شرايط براي سخنراني و دعوت و ميهماني در دانشگاهها حتي در مخيله وابستگان رژيم ننگين پهلوي هم نميگنجيد. واقعيت آن است كه محمد خاتمي به عنوان عامل اصلي اجراي اصلاح طلبي امروز دستمزد 8 سال تلاش خود را از آمريكاييها به ويژه كاخ سياه ميگيرد.» باز هم زن الهام میتازد. و اییبار توهین و تهمت مستقیم به محمد خاتمی. برای همسر آقای الهام همین بس که عشرت شایق هم برایش موضع گرفته و گفته است ؛ «اگر بعضي از دولتمردان خودشان اين جسارت و شهامت را ندارند كه مجلس را نقد كنند، اين كار صحيحي نيست كه به طور غير مستقيم اين كار را انجام دهند.» بدین معنی که آقاجون تو که خودت جرات نداری حرف بزنی چرا از زنت استفاده ابزاری میکنی ؟!!
نادر در ادامه پروندههای وبلاگی، پرونده ازدواجهای وبلاگی را هم باز کرد. پرونده قبلی هم مرگهای واقعی در بلاگستان بود که باعث شد دوباره فروزان امامی و حادثهی مرگ ناگهانیاش و آن پست غریب آخرش را به خاطر بیاورم.
مهتاب کرامتی هم رفت قاطی ديويد بكام، سررام مور، جكي چان، رابين ويليامز و آميتا باچان و شد سفیر حسن نیت یونیسف.
«آدمای دنیا به سه دسته تقسیم میشن: ۱:آدمای خوب / ۲: مشهدیها / ۳: بد-مشهدیها.» این
وبلاگی : باز هم رقابت برای انتخاب بهترین بلاگها در دویچهوله، که به نظرم کار احمقانهای میآید.
عکس : فیگور پیروزی و مصاحفه، عکسهای امیر نریمانی (ایلنا)، استقبال احمدینژاد از رئیس جمهور جیبوتی .
عکس ۲ : قتل عام دیشها.
عکس ۳ : عکس قشنگی از روزبه.
عکس ۴ : توهینآمیز و البته مبتکرانه و بامزه، تبلیغ کوکاکولا با استفاده ابزاری از نماز جماعت.
عکس ۵ : چه عکسهایی، فریده نیکنژاد.
کارتون : شوکت، کار قشنگ آرش فرخی.
جهت اطلاع : رادیو زمانه.
پینوشت : This is to let you know, I love you (خره).
|