مرا نه دولت وصل و نه احتمال فراق

< >


حاصل گشت و گذار ۲ روزه من و جلال در نمایشگاه کتاب تهران فعلا این است که می بینید. چند تا کتاب کیلویی و چندین جلد کتاب های کوچک و بزرگ. پدر آدم در می آید تا این مقادیر کتاب را از نمایشگاه به خانه منتقل کند. من که خانه ام نزدیک بود وای به حال جلال.

 







 


بنيامين محمدي سلام.... خسته نباشيد........ من در عجبم... که چه جوري اينا رو يه هو آوردين خونه... حتي اگه خونتونم تو محيط نمايشگاه بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سلام برسونيد. ارادتمند بني ۲۱/۲/۸۴

باران خوش به حالتان كه رفتيد من هنوز فرصت نكردم بروم نمايشگاه ... پارسال اين موقع حداقل 3 بار را رفته بودم ۱۹/۲/۸۴

مجید غلامی جلیسه بابا مایه دار !!! بابا اهل کتاب !!! بابا مطالعه !!! بابا فرهنگی !!! بابا خوش به حالت ۱۹/۲/۸۴

جلال زور نزن! بهتر بود از خودم مي پرسيدي. پدر گرامي از بنده پرسيدن اين کتابها رو چطور آوردي و من هم تنها جوابم اين بود : « به سختي » به عبارتي دهانمان را با آسفالت خيابان يکي کرديم ۱۹/۲/۸۴

سورئاليست ما چشم هامان را تنگ کرديم..گشاد کرديم..نتونستيم بخونيم اسم کتاب ها رو..... ۱۸/۲/۸۴

 
Home Powered by Movable type 2.64