مرا نه دولت وصل و نه احتمال فراق

< >


اتاقک چوبی تاریک تاریک بود. انگار که شب شده است. اما خوب که نگاه می‌کردی، دریچه‌های کلبه را می‌دیدی که از لطافت نور آکنده‌اند. آن هم نه نور مصنوعی، که نور خود خود خورشید خانم. چه‌قدر دوست داشتم که دیوار اتاقم چند تا از این دریچه‌ها داشت.

 







 


ريحانه يک پنجره براي من کا في ست يک پنجره به اندازه آگاهي و نگاه و سکوت... ۲۶/۴/۸۴

مي نا يک دريچه براي ديدن . چيزي براي فهميدن . ۲۳/۴/۸۴

قریه همیشه سبز و قریه‌ات آباد اگه یه موقع از این حوالی گذر کردین ما هر شب به روز خواهیم بود خوشحال می شیم میزبان حضور گرمتون باشیم در ضمن ما آماده تبادل لینک نیز هستیم ۲۳/۴/۸۴

مونا اين عکست خيلي جالب بود. يه جور خاص....! موفق باشي ۲۱/۴/۸۴

پيوند اين خايه مالي را کجا ميشود ياد گرفت؟ کلاسي يا سميناري سراغ داشتيد خبرمان کنيد. ۲۱/۴/۸۴

امید سلام... اين عکسو با بوديم که گرفتي؟ ۲۱/۴/۸۴

 
Home Powered by Movable type 2.64