مرا نه دولت وصل و نه احتمال فراق

< >


اصفهان، شهر نور و صدا بود. رودخانه بود و پلی که بوی خاک خیس خورده می‌داد. و قایق‌هایی که منتظر بودند برای شنای روزانه در پهنه رود. این تصویر را از سی‌وسه پل، در ابتدای صبح برداشته‌ام. این قوی‌های زیبا هم قایق‌های پدالی‌اند که آغاز کار روزانه را انتظار می‌کشند.

 







 


سارا شب زاينده رود چيز ديگه ايه. با شکوه ترين ترکيب آب و نور رو تو شب زاينده رود ديدم. ۱۴/۷/۸۴

وبلاگ مهدی منتظران سلام کار قشنگیست عکس ، حال و هوای شمال را دارد، مثل غروب یک نوشته می ماند، که باید بخواید، تا دوباره بنویسد. کمی خسته و کمی هم رؤیائیست. موفق باشید. ۱۳/۷/۸۴

حسين زيارتی(طارمه) خيلي جالبه.رديف پايه هاي پل و رديف قوها... ۱۲/۷/۸۴

 
Home Powered by Movable type 2.64