مرا نه دولت وصل و نه احتمال فراق

< >


سفر کوتاه دو روزه‌ای داشتم به شهر نور و فرصت شد و کنار دریا هم رفتم. هوا سرد بود و ساحل دریا خلوت و خواستنی. یاد سکانس آخر فیلم گاوخونی افتادم که قهرمان قصه به آب رودخانه زد و آرام آرام رفت که برسد به مرداب. واقعا ساحل دریا آدم را هوایی می‌کرد که دیوانگی کند و با صرف نظر از تبعاتش، تنی به آب بزند. این عکس را هم از همان ساحل گرفته‌ام.

 







 


انجمن فرهنگي هنري سايه(حسين) سلام لذت بردم از ديدن وبلاگ زيبا و مفيد شما خوشحال خواهم شد اگر به وبلاگ من هم سر بزنيد او در صورت تمايل به تبادل لينك خبرم كنيد ممنون ۶/۱۲/۸۴

ريحانه دروود تارنگار جالب توجهی دارید . من نیز شب های بیشماری را با شبهای روشن و برادران کارامازوف به صبح رسیدم....اما اسپندارمذ از والنتاین بسیار برتر و بهتر است... پیروز باشید ۴/۱۲/۸۴

مذهب روستايي سلام منصور جون همکلاسي قديمي در دبيرستان دانشگاه منو ياد بياورم با اون چرت و پزتا که مينوشتي من مذهبم روستايي يادت اومد به وبلاگم يه سر بزن خوشحال ميشم ۴/۱۲/۸۴

سپيده سلام من از وبلاگ شما خوشم اومده و اونو add کردم.هر روز منتظر مطالبی از شما ،همچنین عکسهاتون هستم. البته از زمانی که وبلاگ های دیگران رو مطالعه می کنم دیدم که نصف مردممان نویسنده شده اند و دیگه از این همه سبک تکراری و عارفانه،فیلسوفانه،عالمانه و تکراری شون دلزده شده بودم تا به شما رسیدم. با تشکر ۱/۱۲/۸۴

 
Home Powered by Movable type 2.64