مرا نه دولت وصل و نه احتمال فراق

< >


در جاده همدان به تویسرکان، این پسر بچه را دیدم که یک گله‌ی خیلی بزرگ را برای چریدن به کنار جاده آورده بود. وقتی فهمیدم تنهاست و کسی کمکش نمی‌کند نزدیک بود شاخ دربیاورم. ازش خواستم بایستد تا از او با محبوب‌ترین گوسفند گله‌اش عکس بگیرم. کلاه‌اش را درآورد و بر سر گوسفند گذاشت. به عکس که نگاه می‌کنم به یاد جستجوی داوینچی می‌افتم برای یافتن سیمای معصوم و جنایت‌کار. چشم‌هایش هزار حرف نگفته دارند.

 







 


حمزه از این صحنه ها تو راه لرستان یا کهکیلویه و بویراحمد زیاد دیده میشه. ۲۷/۴/۸۵

پيپ قرمز اين متن لعنتي ... اين متنيت لعنتي ... پيپ قرمز ۲۵/۴/۸۵

نفر آخر گوسفندم خوش تيپه ۲۲/۴/۸۵

ابوذران ابوذران ۲۰/۴/۸۵

 
Home Powered by Movable type 2.64